هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛
هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛
و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بیپایان تو!؟
...من کدام یک از نعمتهای تو را میتوانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟
...خدایا! الطاف خفیهات و مهربانیهای پنهانیات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.
...خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آنسان که انگار میبینمت.
من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس میکنم.
خدایا!
من را با تقوای خودت سعادتمند گردان
و با مرکب نافرمانیات به وادی شقاوت و بدبختیام مکشان.
در قضایت خیرم را بخواه
برای دسترسی به موفقیت و کامیابی باید خود را فراموش کنید و فکرتان این نباشد که سهمتان از این تلاش چیست و آیا ارزش دارد که وارد این ماجرا شوید یا خیر . بر عکس ، خشنود و شادمان و با روحیه ای قوی و بدون تردید ، در جهت آمال و آرزوهای خود گام بردارید تا بتوانید زندگی را همانطور که دوست دارید ، بسازید .
به نان خشک قناعت کنیم و جامه ی دلق .........که بار محنت خود به که بار منت خلق